کمی تأمل کنیم ...

خداوند حکیم میفرمایند :

وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ 

شايد چيزی را، ناخوش بداريد و در آن خير شما باشد و شايد چيزی را دوست داشته باشيد و برايتان ناپسند افتد خدا می داند و شما نمی دانيد

عکس پانوراما از حرم امام رضا (ع)

برای دریافت این تصویر، یک صلوات برای تعجیل در ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بفرستید.

حرم امام رضا (ع)

برای دریافت، روی تصویر بالا کلیک کنید.

برای دریافت تصویر در ابعاد اصلی اینجا کلیک کنید.

منبع:عصر انتظار

پیامک عید قربان (سری دوم )

عید قربان

همزمان با عید قربان دلت را قربانی محبت ،عشق ،صمیمیت و مهربانی من کن .

***

عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک

***

عید سعید «قربان»، جشن «تقرب» عاشقان حق مبارک!!!

ادامه مطلب را ببینید...
ادامه نوشته

پیامک عید قربان

عید قربان، یعنى فدا کردن همه «عزیزها» در آستان «عزیزترین»، و گذشتن از همه وابستگى‏ها به عشق مهربان‏ترین

تا جلوه بخشم کعبه و سعى و صفا را     حرمت فزایم مشعر و خیف و منا را
آماده قربان چو اسماعیل گردم     از حضرت حق در خور تجلیل گردم
ذبح عظیم حق به استقبالم آید     اینجا خدا بر پرسش احوالم آید

امام صادق علیه‏السلام فرمود: «هنگام ذبح قربانى، گلوى هوس و طمع را هم ببر


امام سجاد علیه‏السلام فرمود: «هنگام قربانى کردن در این اندیشه باش که به سبب ورع و پارسایى، گلوى طمع را ببرى و از سنت و سیره ابراهیم علیه‏السلام پیروى کنى».

ادامه نوشته

قربون گنبد طلات آقا

http://img.tebyan.net/big/1387/10/14014490149169221801956180219562312712180.jpg

مشهد؛ شهر آگاهي، شهر حضورـ درنگي در معناي واژه‌ي مشهد

از تاريخ هر شهري که سخن به ميان آيد، يکي از نخستين چيزهايي که مورد بررسي قرار مي‌گيرد، وجه تسميه‌ي آن شهر و چگونگي و دليل پيدايش نام آن است. شما در آغاز هر کتاب يا مقاله‌اي که پيرامون تاريخ يک شهر نوشته شده باشد، با اين جمله روبرو مي‌شويد که « اين شهر را از اين رو فلان نام داده‌اند که....» برخي از اين نام‌ها چندان دور از ذهن و ناآشنا هستند يا در طول تاريخ و به اقتضاي تحولات زباني، آن سان دستخوش دگرگوني و تغيير و تبديل شده‌اند، که پژوهشگر براي يافتن وجه آغازين آن بايد به دلايل و نشانه‌هاي متعددي متوسل شود و پرنده‌ي خيال خود را به اين سو و آن سو بکشاند تا آن را به خواننده‌ي امروزي بشناساند و او را با دليل نام‌گذاري آن شهر آشنا کند.
نام تهران را بنگريد؛ هر کس براي نام‌گذاري آن وجهي ساخته، و دليلي آورده است، اما...

ادامه نوشته

دانلود فایل صوتی دعای عرفه

با نوای: حاج مهدی منصوری مدت: 01:52:39 حجم: 19.3 MB دانلود

زیارت امام رضا (ع) در روز عرفه یادتان نرود - زيارت معصومين و شادى مؤ من در عرفه

مرحوم شيخ مفيد و ديگر بزرگان ، به نقل از علىّ بن اءسباط كه يكى از اصحاب و دوستان حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام است ، حكايت كنند:
روز عيد عرفه جهت زيارت و ديدار مولايم ، حضرت ابوالحسن ، امام رضا عليه السلام حركت كردم ؛ چون به منزل حضرت وارد شدم و نشستم ، پس ‍ از لحظاتى مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود: الاغِ مرا آماده كن تا بيرون برويم .
وقتى الاغ را آماده كردم ، امام عليه السلام سوار بر آن شد و سپس به سمت قبرستان بقيع جهت زيارت قبر شريف مادرش ، حضرت فاطمه زهراءعليها السلام حركت كرد و من نيز همراه سرور و مولايم به راه افتادم .
پس هنگامى كه وارد قبرستان بقيع شديم ، خدمت حضرتش عرضه داشتم : اى سرور و مولايم ! چه كسانى را قصد كنم و چگونه سلام گويم ؟
حضرت فرمود: بر مادرم ، فاطمه زهراء عليها السلام و بر دو فرزندش ، حسن و حسين ، همچنين بر علىّ بن الحسين ، زين العابدين و محمّد بن علىّ، باقرالعلوم و جعفر بن محمّد، صادق آل محمّد، و بر پدرم ، موسى بن جعفر (صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين )، سلام بده و ايشان را با كلماتى زيبا و مناسب زيارت كن .
پس من نيز بر يكايك آن بزرگان معصوم ، سلام و تحيّت فرستادم و چون زيارت امام رضا عليه السلام پايان يافت ، به سمت منزل بازگشتيم .
در بين راه به حضرت اظهار داشتم : ياابن رسول اللّه ! اى سرور و مولايم ! من تهى دست و درمانده هستم و چيزى در اختيار ندارم كه بتوانم به افراد خانواده ام عيدى دهم و آن ها را در اين روز و عيد عزيز دلشاد و خوشحال گردانم .
امام عليه السلام پس از شنيدن سخن و درخواست من ، با چوب دستى خود - كه همراه داشت - خطّى روى زمين كشيد؛ و سپس خم شد و قطعه طلائى را - كه قريب يكصد دينار ارزش آن بود - برداشت و به من عنايت نمود.
من با گرفتن آن هديه خوشحال شدم و توانستم نيازهاى خود و خانواده ام را تاءمين نمايم .

منبع:aviny.com

عید قربان و امام حسین (ع): از حضرت رضا (ع) چنین شنیدم ...

فضل بن شاذان گوید : از حضرت رضا (ع ) چنین شنیدم که آن زمان که خداوند تبارک و تعالی به حضرت ابراهیم ( ع ) امر فرمود که به جای فرزندش اسماعیل ، گوسفندی را که خداوند فرستاده بود ذبح نماید ، حضرت ابراهیم ( ع ) در دل آرزو کرد که ای کاش فرزندش اسماعیل را به دست خود ذبح می کرد و دستور ذبح گوسفند به جای ذبح فرزندش به او داده نشده بود ، تا به این وسیله احساس پدری را که عزیزترین فرزندش را به دست خود ذبح می کند ، داشته باشد و در نتیجه شایسته رفیع ترین درجات ثواب در صبر بر مصائب شود ، خداوند عز و جل نیز به او وحی فرمود که : ای ابراهیم ، محبوب ترین خلق من نزد تو کیست ؟ ابراهیم گفت : خدایا مخلوقی خلق نکرده ای که از حبیبت محمد ( ص ) نزد من محبوب تر باشد ، خداوند به او وحی فرمود که : ای ابراهیم آیا او را بیشتر دوست داری یا خودت را ؟ او گفت : نه ، او را بیشتر دوست دارم . خداوند فرمود : آیا فرزند او را بیشتر دوست داری یا فرزند خودت را ؟عرض کرد : فرزند او را . خداوند فرمود : آیا بریده شدن سر فرزند او از روی ظلم به دست دشمنانش دل تو را بیشتر به درد می آورد یا بریدن سر فرزندت به دست خودت بخاطر اطاعت از فرمان من ؟گفت : بریده شدن سر فرزند او به دست دشمنانش دل مرا بیشتر به درد می آورد . خداوند فرمود : گروهی که خود را از امت محمد ( ص ) می دانند فرزندش حسین را به ظلم و ستم به مانند گوسفند ذبح خواهند کرد و با این کار مستوجب خشم و غضب من خواهند شد .ابراهیم ( ع ) بر این مطلب جزع و فزع نموده ، دلش به درد آمد و شروع به گریه کرد .

منبع:khotabenadereh.com/

کیفیت برگزاری نماز عید قربان توسط امام رضا علیه السلام در زمان ولایت عهدی

حضرت رضا علیه السلام در مرو، و ولیعهد بودند، آن ولیعهدی اجباری که همه‏ می‏دانیم مأمون بالاجبار حضرت را وادار (به پذیرش آن) کرد و حضرت هم آخر با این شرط قبول کردند که عملا دست به هیچ کاری نزنند چون شرایط، آن طوری که حضرت‏ می‏خواستند عمل بکنند فراهم نبود، اگر هم می‏خواستند آن طوری که شرایط فراهم بود کار بکنند، جز اینکه جزء عمله واکله مأمون قرار بگیرند چیز دیگری نبود. این سیاست حضرت، مأمون را از نتیجه‏ای که می‏خواست بگیرد که از حیثیت حضرت رضا استفاده بکند، قهرا محروم کرد یعنی سیاست مأمون‏ با این کار خنثی می‏شد.
می‏دیدند علی بن موسی الرضا ( ع ) ولیعهد هست ولی‏ در هیچ کاری مداخله نمی‏کند. این خودش عملا اعتراض و صحه نگذاشتن روی‏ کارهای مأمون بود. روز عید اضحی ( عید قربان ) پیش آمد. مأمون فرستاد خدمت حضرت که خواهش می‏کنم نماز عید را شما بجای من بروید شرکت کنید. حضرت فرمود: من شرط کرده‏ام که در هیچ کاری مداخله نکنم و مداخله نمی‏کنم. گفت: نه، این نماز است و عبادت، و به علاوه این مداخله نکردن شما سر و صدای مردم را نسبت به من درآورده است. مردم می‏گویند چرا علی بن‏ موسی الرضا در هیچ کاری مداخله نمی‏کند؟! درست است که شما شرط کرده‏اید، ولی این یک نماز بیشتر نیست. همین قدر بروید که دیگر مردم خیلی به‏ ما حرف نزنند. فرمود: بسیار خوب، من می‏روم اما به آن سنتی رفتار می‏کنم که جدم رفتار می‏کرد، یعنی به سنت اسلامی که جدم عمل کرد عمل می‏کنم‏ نه به این سنتهایی که امروز رایج است. گفتند در این جهت مختارید. اعلام شد که نماز عید قربان را علی بن موسی الرضا ( ع ) می‏خواند.
حالا حدود صد و پنجاه سال بود - از زمان معاویه تا زمان مأمون - که معمول شده بود خلفا با جلال و شکوه و جبروت بیرون بیایند. مردم هم بی خبر، گفتند لابد ولیعهد هم با همان جلال و جبروتهای معمول‏ بیرون می‏آید. رؤسای سپاه، اعیان و اکابر لشگری و کشوری بنی العباس که‏ حکم شاهزاده‏های آن وقت را داشتند همه آمدند در خانه حضرت که با ایشان‏ بیایند به نماز. اما به رسم سابق، اسبهای خود را زین و یراق کرده و گردنبندهای طلا و نقره به گردن آنها بسته بودند، خودشان چکمه‏های مخصوص‏ بپا کرده و مسلح شده بودند، شمشیرهای مرصع به کمر بسته بودند با یک جلال‏ و جبروت عجیبی. ولی حضرت قبلا فرموده بود من می‏خواهم مثل جدم بیرون‏ بیایم. در داخل منزل که بودند به عده‏ای از کسانشان فرمودند: اینطور که‏ من می‏گویم رفتار کنید. وضو گرفتند و آماده شدند. حضرت خیلی ساده پاها را برهنه کرد و ضامنهای کمر را بالا زد، عصا را به دست گرفت و ذکرگویان‏ حرکت کرد: «الله اکبر الله اکبر الله اکبر علی ما هدینا و له الشکر علی ما اولینا؛ خدا را به بزرگی می ستائیم که ما را هدایت کرد و او را سپاس میگزاریم که به ما نعمت عنایت کرد». اطرافیان هم با حضرت همصدا شدند. همه منتظر بودند. در که باز شد یکوقت دیدند امام با آن هیئت آمدند بیرون: الله اکبر. جمعیت بی اختیار گفت: الله اکبر. از اسبها پیاده شدند و آنها را رها کردند و لباسها را کندند. چکمه‏ها را طوری بسته بودند که از پاها بیرون‏ نمی‏آمد. نوشته‏اند خوشبخت‏ترین افراد، کسی بود که یک چاقو پیدا می‏کرد که چکمه‏ها را پاره کند بیندازد دور. اشکها جاری شد. تا حالا انتظار داشتند امام با جلال و جبروت مادی و دنیایی و زر و زیور و اسب و شمشیر بیرون بیایند، برعکس، جلال و جبروت معنوی جایش را گرفت. اینها هم‏ فریاد کشیدند: الله اکبر. مردم دیگر هم فریاد کشیدند: الله اکبر. زنها و بچه‏ها روی پشت بامها جمع شده بودند که جلال ولیعهدی را ببینند. یک وقت‏ دیدند اوضاع طور دیگر است.
نوشته‏اند یکمرتبه تمام شهر مرو فریاد الله‏ اکبر شد و صدای ضجه و گریه در شهر بلند شد. جلال، چند برابر شد اما در سادگی و معنویت. راه افتادند به طرف مصلی. ( چون نماز عمومی است‏ مستحب است زیر آسمان خوانده شود ). چنان جمعیت هجوم آورد و چنان‏ ابراز احساسات می‏کردند که گوئی زمین و آسمان می‏لرزد. جاسوسهای مأمون به‏ او خبر دادند که قضیه از این قرار است، اگر این نماز را امروز علی بن‏ موسی الرضا بخواند تو دیگر مالک چیزی نیستی. اگر از همانجا به مردم‏ بگوید برویم سراغ مأمون، همان لشکریان خودت به سراغت خواهند آمد و تکه‏تکه‏ات خواهند کرد. هنوز که کار به آنجا نکشیده جلویش را بگیر. این‏ بود که آمدند نزد حضرت و به عنوان التماس و خواهش که شما خسته و ناراحت می‏شوید و خلیفه گفته من راضی نیستم، مانع ایشان شدند. فرمود من‏ که اول گفتم که من اگر بخواهم بیایم، آن طریق بیرون می آیم که جدم بیرون‏ می‏آمد. جدم اینطور می‏آمد.

منبع:http://tebyan-zn.ir