زنده نگه داشتن امر امام رضا(ع)

اباصلت هروی گوید شنیدم که امام رضا (ع) میفرمود: "خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده می سازد"
پرسیدم: امر شما چگونه زنده می شود؟
فرمودند: علوم و احادیث و معارف ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد، زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند کرد.
بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

ده بار سوره قل هو اللّه احد(امام رضا (ع))

حضرت رضا عليه السلام فرمودند: هر كس هنگامي كه از خانه اش بيرون مى رود ده بار سوره قل هو اللّه احد بخواند، پيوسته در حفظ خداوند و نگهدارى او است تا به خانه اش برگردد.
اصول كافى جلد 4 صفحه 320

قل هو الله احد

احادیث حضرت علی بن موسی الرضا (ع)

امام رضا (ع) : بدانید که تسلیم اوامر الهی بودن در راس طاعت و بندگی حق تعالی قرار دارد خواه انسان فلسفه و دلیل امر و دستور حق تعالی را بفهمد و به عمقش پی ببرد و خواه از آن چیزی نفهمد و از درکش عاجز باشد.     بحارالانوار جلد 17 صفحه 209
امام رضا (ع) : هرگاه مردم گناهان تازه ای را که سابقه نداشته و مرتکب آن نمی شده اند انجام دهند خداوند هم بلاهای نو به نو و جدیدی را که سابقه نداشته برای ایشان ایجاد میکند. اصول کافی جلد 3 صفحه 250
امام رضا (ع) : از قول امیرالمومنین (ع) فرمودند : ای کسی که اعمال زشت و ناروا میکنی خنده دندان نما مکن وای کسی که عمر به بد کرداری گذرانی از بلای شبانه ایمن مباش.   کافی جلد 4 صفحه 403
امام رضا (ع) : عمل زنا گناهش از آدم کشی و قتل نفس بیشتر است زیرا شخص قاتل جز مقتول کسی را فاسد نگرداند ولی شخص زناکار با این کارش نسلی را تا روز قیامت فاسد میگرداند.   تفسیر جامع جلد 4 صفحه 461
امام رضا (ع) : علی بن جعفر گوید شخصی از امام (ع) پرسید در کدام قسمت از سوره فاتحه اشاره به امیرالمومنین (ع) گشته حضرت در پاسخ فرمودند : در آیه (( اهدنا الصراط المستقیم )) چه آنکه جناب امیرالمومنین (ع) بهترین راه شناخت حق تعالی و وسیله معرفت به پروردگار است.  تفسیر جامع جلد 6 صفحه 234 ......

ادامه نوشته

چهل حدیث از امام رضا(ع) به همراه شعر

قال الرضا علیه السلام:

مَنْ کَانَ مِنَّا وَ لَمْ یُطِعِ اللهَ فَلَیْسَ مِنَّا
هر کس خودش را با ما بداند و خدا را اطاعت نکند از ما نیست.
سفینة البحار 2/ ص 98

هر چند زبان الکنم گویا نیست
در طاقت این قطره ی دل دریا نیست
سلطان سریر ارتضا فرمودند :
هر کس که مطیع حق نشد از ما نیست


قال الرضا علیه السلام:

مَنْ فَعَلَ مَا لَزِمَهُ مِنْ اَمْرِ الْمُؤْمِنِینَ بَاهَی اللهُ تَعَالَی بِهِ وَ مَلائِکَتُهُ
هر کس وظایف خود را نسبت به مؤمنان انجام دهد خداوند و فرشتگان به او مباهات می کنند.
مستدرک الوسائل/ ج 2/ ص 413

در حق برادران مراعات خوش است
شب با غزل و اشک و مناجات خوش است
از سوی ملایک و خداوند کریم
بر بنده ی اینچنین، مباهات خوش است

ادامه نوشته

محدودیت در راه‎های کسب درآمد در کلام امام رضا(ع)

امام رضا علیه السلام فرمود:

«... و اجتناب الکبائر و هی قتل النفس التی حرم الله تعالی و اکل الربا بعد البینه... و البخس فی المکیال و المیزان ... و الاسراف و التبذیر ... و الخیانة ... (1)؛ (از شرایط ایمان است) دوری از گناهان کبیره یعنی کشتن انسان ـ که خداوند منع کرده است ـ و رباخواری پس از دلیل (که این مورد ربا است) و کم کردن و کاستن پیمانه و ترازو ... و اسراف و ریخت و پاش ... و خیانت ... .»

در این کلام، امام از گناهان کبیره سخن می‎گوید (یعنی گناهانی که کیفر آنها سوختن در جهنم است). شیوه‎های درآمد نامشروع و گردآوری ثروت‎های حرام نیز از کبائر شمرده شده است، و برخی از این شیوه‎ها را همسان بدترین گناهان چون آدم کشی یاد کرده است.

آری کم فروشی، اسراف و ریخت و پاش، خیانت، درآمد از راه ربا، سود پول و ... در کنار قتل نفس قرار گرفته است. چه فرق می‎کند که انسان یکباره به حیات انسانی پایان دهد، یا با مکیدن خون او و بریدن رگ حیات اقتصادی، وی را به کم خونی و مرگ تدریجی دچار سازد.

انفاق نیز که از برترین کارها شمرده شده و یکی از صور تصرف در اموال است، باید در محدوده ضوابط و محدودیت‎های شرعی صورت گیرد، و انسان متعهد نخست باید بنگرد مالی را که می‎خواهد انفاق کند از راه مشروع به دست آورده است یا نه؟ اگر از راه مشروع به دست آمده است انفاق کند، وگرنه انفاق در اموالی که از راه‎های نامشروع و دور از مقررات دین به دست آمده باشد، ارزشی ندارد، بلکه باید آنها را به صاحبانش برگرداند. در قرآن به صراحت اعلام شده است:

«... انفقوا من طیبات ما کسبتم... (2) ؛ از مال‎های پاکی که به دست آورده‎اید؛ انفاق کنید.»

و امام صادق علیه السلام این آیه را چنین تفسیر کرده است:

«...کان القوم قد کسبوا مکاسب سوء فی الجاهلیه، فلما اسلموا ارادوا ان یخرجوها من اموالهم لیتصدقوا بها، فابی الله تعالی الا ان یخرجوا من طیبات ما کسبوا ؛ مردم در جاهلیت از راه‎های ناهنجار (و غیر مشروع) اموالی به دست آورده بودند. چون به اسلام گراییدند، خواستند تا آن اموال را از دارائی خود جدا کنند و آنها را صدقه دهند. خداوند این را نپذیرفت، و انفاق را از درآمدهای حلال و پاک روا دانست.

 پی‎نوشت‎ها:1ـ عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، جلد 2، ص 121 .    2ـ سوره مبارکه بقره، آیه 267 .
 
منبع: کتاب امام رضا علیه السلام؛ زندگی و اقتصاد ؛ محمد حکیمی.  از:شبکه تبیان

امام رضا(ع): ... من امام و جانشین پدرم نخواهم بود.

چند روزى پس از آن كه امام موسى كاظم عليه السلام رحلت نمود و امام رضا عليه السلام جاى پدر، در منصب امامت قرار گرفت و مردم در مسائل مختلف به ايشان مراجعه مى كردند.
به حضرت عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! ممكن است از طرف هارون به شما آسيبى برسد و بهتر است محتاط باشيد.
امام عليه السلام اظهار داشت : همان طور كه جدّم ، رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود: چنانچه ابوجهل ، موئى از سر من جدا كند، من پيغمبر نيستم ، من نيز مى گويم : اگر هارون موئى از سر من جدا كند من امام و جانشين پدرم نخواهم بود.

عاقل کیست؟ (امام رضا (ع) پاسخ می دهد)

امام رضا علیه السلام در حدیثی بسیار زیبا که در تحف العقول آمده است ویژگیهای دهگانه عاقل را چنین برشمردند.

ترجمه:
عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
ـ از او امید خیر باشد
ـ از بدى او در امان باشند
ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد
ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد
ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود
ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود
ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد
ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد
ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد
ـ سپس امام (ع) فـرمـود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شـد: چیست؟
امام (ع) فـرمـود: كسی را ننگـرد جز ایـن كه بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز كـارتـــر است.

امام رضا (ع) و حدیث سلسلة الذهب

در کتاب تاریخ نیشابور آمده است:
در سفر حضرت رضا علیه السلام به خراسان، کجاوه‌ی امام وارد نیشابور شد و در حال عبور از بازار بود که دو نفر از راویان احادیث به نام‌های «ابوذرعه» و «محمد بن اسلم طوسی» جلو آمدند و به امام عرض کردند:«ای امام و فرزند امامان، ای سلاله پاک فاطمه زهرا و ای چکیده پرثمر نبوت! به حق پدران گرامیت صورت مبارک و پرنور خود را به ما بنمایان و حدیثی از جد بزرگوارت را برای ما بگو!»
امام دستور داد کجاوه را متوقف کنند. سپس سایبان را کنار زد و چشم مسلمانان به جمال نورانیش منور شد.
مردم همه روی پا ایستادند. صدای گریه از هر سو بلند شد و اشک شوق از دیده‌ها فرو ریخت. گروهی خود را به خاک می‌افکندند، عده‌ای افسار مرکبش را بوسه می‌زدند، یا گردن می کشیدند تا صورت مبارک امام را ببینند.
ازدحام و غوغا تا ظهر طول کشید و مردم همچون سیل اشک می ریختند تا سرانجام، بزرگان قوم فریاد زدند:« ای مردم! گوش فرا دهید و فرزند رسول خدا را آزار ندهید، که این کار آزار رسول خداست.»
مردم ساکت شدند و بیست و چهار هزار قلم و دوات آماده شد تا حدیث امام را بنویسند. این حدیث شریف بعدها به «حدیث سلسلة الذهب» (سلسله‌ی طلا) معروف شد؛ چون راویان آن حدیث همه از معصومین (رسول خدا و ائمه ) و جبرئیل علیهم السلام هستند.
بوزرعه و محمد بن اسلم نیز مأمور شدند تا حدیث را برای افرادی که صدای امام را نمی‌شنیدند با صدای بلند تکرار کنند.
امام رضا علیه السلام این چنین آغاز کرد:« پدرم، موسی بن جعفر الکاظم، برای من روایت کرد از قول پدرش، جعفر بن محمد الصادق، از قول پدرش، محمد بن الباقر، از قول پدرش، علی بن الحسین زین العابدین، از قول پدرش، حسین بن علی که در سرزمین کربلا شهید شد، از قول پدرش، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که در کوفه شهید شد، از قول برادر و پسر عمویش، محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، از قول جبرئیل، که خداوند فرمود:« کلمه لا اله الا الله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی»
(کلمه توحید (لا اله الا الله) دژ و حصار محکم من است. هر کس آن را بگوید، داخل حصار من شده و هر کس داخل قلعه و حصار من شود، از عذاب من در امان است.)
سپس حضرت رضا علیه السلام فرمود:« آری، خداوند راست فرمود و جبرئیل و رسول خدا و ائمه اطهار علیهم السلام همه راست گفته اند.»
در این هنگام کجاوه امام به راه افتاد.(چه بسا مامورین مأمون، کجاوه را حرکت دادند.)
ولی امام اشره کرد کجاوه را نگه دارند و ندا کرد:« بشرطها و انا من شروطها »
(اما در صورتی که به شرط‌های آن عمل شود، و من یکی از آن شرط‌ها هستم.)

از:بحارالانوار، ج 49، ص 126، ح 3. از کشف الغمه، ج 3، ص 144- 145.
بحارالانوار، ج 49، ص 123، ح 4. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 135.
منبع:دانشنامه رشد

از نظر امام رضا (ع) مؤمن‌ واقعی کیست؟

مؤمن‌، مؤمن‌ واقعى‌ نيست‌، مگر آن‌ كه‌ سه‌ خصلت‌ در او باشد:
سنتى‌ از پروردگارش‌ و سنتى‌ از پيامبرش‌ و سنتى‌ از امامش‌.
اما سنت‌ پروردگارش‌، پوشاندن‌ راز خود است‌،
اما سنت‌ پيغمبرش‌، مدارا و نرم‌ رفتارى‌ با مردم‌ است‌،
اما سنت‌ امامش‌ صبر كردن‌ در زمان‌ تنگدستى‌ و پريشان‌ حالى‌ است‌.
از: اصول‌ كافى‌، ج‌ 3، ص‌ 339

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

خداوند، پرحرفی و تلف کردن ثروت و اظهار نیاز کردن زیاد از همنوعان را دشمن میدارد.

امام رضا (ع)

حدیث سلسلة الذهب چیست و چرا به این اسم معروف شده است؟

حدیث سلسلة الذهب به معنای سخن زنجیره‌ای طلایی است و به حدیثی گفته می‌شود که تمام راویان آن از امام معصوم (ع) باشند.(1) بدین صورت که امام معصوم مانند موسی بن جعفر (ع) روایتی را از پدر خود امام صادق (ع) نقل کند و او از پدرش تا این که به حضرت علی (ع) یا پیامبر (ص) برسد. گاهی به حدیث قدسی و نقل سخن خدا می‌رسد. چون در تمام نقل راویان امامان معصوم(ع) قرار دارند، مانند این است که یک زنجیره طلایی را تشکیل می‌دهند، به همین خاطر حدیث سلسلة الذهب گفته می‌شود.
امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) هنگامی که در سفر به خراسان وارد شهرستان نیشابور شد، در بازار شهر دو عالم و پیشوای شهر به نام ابوذرعه و محمد بن اسلم طوسی (که حافظ احادیث نبوی بودند) به حضرت عرض کردند: بحق پدران پاکیزه و گذشتگان گرامی خود، صورت مبارک خویش را بر ما آشکار کن و حدیثی از پدران خود از جدت برای ما ذکر کن.
معروف است که بیست و چهار هزار نویسنده در انتظار شنیدن حدیث بودند که آن را ثبت کنند، حضرت فرمود: حدیث کرد مرا پدرم موسی بن جعفر و او از پدرش امام صادق... (همین طور سلسله سند را ادامه داد تا رساند به) پیامبر اکرم (ص) و او از جبرئیل که گفت: شنیدم از حضرت رب العزّه سبحانه که می‌فرماید:
"کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی؛ کلمه لا اله الا الله حصار من است، پس هر کس که آن را بگوید،‌داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من شود، ایمن از عذاب من خواهد بود".(۲)

1 . طرائف المقال، سید علی بروجردی، ج2، ص 255.
2 . منتهی الامال، شیخ عباس قمی ، ج2، ص 503؛ مستدرک سفینة البحار، شیخ علی نمازی، ح2، ص 234؛ مستند الامام الرضا(ع) عزیز الله عطاردی، ج1، ص 61.
منبع:مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

ده حدیث کوتاه از امام رضا (ع)

- دوستى‌ با مردم‌، نيمى‌ از عقل‌ است‌.

-  از امام‌ رضا (ع) از حقيقت‌ توكل‌ سؤال‌ شد فرمودند: اين‌ كه‌ جز خدا از كسى‌ نترسى.

- از اخلاق‌ پيامبران‌، نظافت‌ و پاكيزگى‌ است‌.

- دوست‌ هركس‌ عقل‌ او ، و دشمنش‌ جهل‌ اوست‌.

- از امام‌ رضا (ع) سؤال‌ شد: سفله‌ كيست‌؟ فرمودند: آن‌ كه‌ چيزى‌ دارد كه‌ از (ياد) خدا بازش‌ دارد.

- ايمان‌ يك‌ درجه‌ بالاتر از اسلام‌ است و تقوا يك‌ درجه‌ بالاتر از ايمان، و به‌ فرزند آدم‌ چيزى‌ بالاتر از يقين‌ داده‌ نشده‌ است‌.

- اطعام‌ و ميهمانى‌ كردن‌ براى‌ ازدواج‌ از سنت‌ است‌.

- ايمان‌ چهار ركن‌ است‌ : توكل‌ بر خدا، رضا به‌ قضاى‌ خدا، تسليم‌ به‌ امر خدا، واگذاشتن‌ كار به‌ خدا.

- هر كس‌ اندوه‌ و مشكلى‌ را از مؤمنى‌ برطرف‌ نمايد، خداوند در روز قيامت‌ اندوه‌ را از قلبش‌ برطرف‌ سازد.

- عبادت‌ بسیار روزه‌ داشتن‌ و نماز خواندن‌ نيست‌، و همانا عبادت‌ بسیار انديشیدن در امر خداست‌.

(تحف العقول)